سلام
شرمنده چند وقتي نبودم يعني بودم حس اومدن نداشتم.
حرف زدن واسه آدم سخت شده تو اين دوره زمونه مخصوصا كه فضاي جامعه پر از التهاب تهمت و فتنه باشه.
ولي جدا چي فكر مي كرديم و چي شد!!!!! به شخصه مي خوام بگم كل نظرات و تحليلم در مورد انتخابات اشتباه بود اماااااااا باز تونستيم بعد انتخابات ببينيم. كه كي بر عليه توطئه ميكنه و ....!!!!!
ولي با تمام تفاسير خيلي بهخوب شد كه محمود احمدي نژاد ريس جمهور شد.چرا كه با وجود فشار و كه بر مردم وارد ميشه مي توان اميدوار بود كه اين مردم دولت غير قانوني احمدي نژاد را منهدم كنند!!!! اما نكته اصلي اينجاست كه قشر كثيري از مردم مخالف بيشتر با دولت 9+1 مشكل دارن تا تماميت نظام جمهوري اسلامي بخاطر تا زماني كه احمدي نژاد به حرف مردم و نداي مردم گوش نكنه كشور محكوم به آشوب و اعتراض خواهد بود. يعني نداي وحدت ملي بايد اول از حاج محمود سرداده بشه بعد مردم.
فكر كنم امشب هم سازمان ملل سخنراني داره و اميدوارم كه اين حماقت رو مثه هميشه انجام بده و باز از در جنگ ورزي و خصومت طلبي با امريكا و بقيه كشور ها وارد بشه كه اين به نفع مردم و اپوزوسيون هست چرا كه الترناتيو حمايت خارجي زو هم خواهد داشت و هم اينكه دست دولت براي هر گونه عملي در خارج و داخل بسته ميشه و بايد بيشتر سر خودش با مشكلات خارجي گرم كنه!!!!!!

نميدانم براي چه و كه مي نويسم و حتي در مشروعيت تفكر و د اشتن آن مانده ام. اما اين را مي دانم كه قلم به دست گرفته ام كه مبارزه كنم.و اين امر تقديس شده توسط تمام اسطوره هاي جائدانه تاريخ و تمام پيشينيانم نيز بر اين امر تفكر ثابت قدم بوده اند.

من از ابتدا و انتهاي اين مبارزه و نبوده ام و آگاه نيستم اما به يكباره خود را در ميدان كارزاري ديدم كه بايد انتخاب مي كردم
اما من دچار رخوت و خلسه اي بيمار گونه شده بودم و سر به درون داشتم كه ناگاه دروازه هاي حقيقت به رويم باز شد و به آن رسيدم كه رستگاري در انتخاب مبارزه اي آگاه و آگاهي بخشي است.

موسوي
فقط دو سلاح دارد، یک صفحه در فیس بوک با 500 هزار حامي که قادر است جمعیت
زیادي از جوانان را به صندوق هاي راي بکشاند و همسري خستگي ناپذیر که قادر
است براي اولین بار مردم را به خیابان بکشاند و کارزار انتخاباتي را در
کنار همسرش هدایت کند. در مورد خلع سلاح کردن فیس بوک، تندرو هاي حکومت که
حاضرند هر کاري براي تضمین کردن انتخاب مجدد احمدي نژاد بکنند، وارد عمل
شده اند و آن را فیلتر کرده اند.
احمدي نژاد به حاضران مي گويد برنامه انتخابات رياست جمهوري دوره دهم به گونه يي مديريت شده است كه پيروزي ما درآن قطعي است و ما اهدافي بسيار فراتر از اين انتخابات داريم...

درجلسه انتخاباتي مهمي كه با حضور محمود احمدي نژاد، مجتبي هاشمي ثمره، اسفنديار رحيم مشايي، غلام حسين الهام و برخي نمايندگان مجلس كه مورد اعتماد احمدي نژاد هستند، چون آقا تهراني و اسماعيل كوثري و چند تن از مسئولان مهم ستاد انتخاباتي محمود احمدي نژاد برگزار شده است، احمدي نژاد از قصد خود براي تغيير قانون اساسي خبر داده و گفته است كه هيچ معنايي ندارد رياست جمهوري در ايران دو دوره يي باشد و همانگونه كه نمايندگي مجلس در ايران نامحدود است، دوران رياست جمهوري هم بايد نامحدود باشد.
به گزارش جمهوريت، در اين جلسه انتخاباتي كه چند روز پيش از استعفاي مجتبي هاشمي ثمره از مقام مشاورت رياست جمهوري برگزار شده است، احمدي نژاد گفته است كه ماموريت همه طرفداران دولت به ويژه نمايندگان مجلس اين است كه زمزمه هاي تغيير قانون اساسي را سر بدهند.
این نشریه آمریکایی با اشاره به اقدام اخیر دولت ایران در مورد الحاق سازمان حج بدون هماهنگی با دفتر رهبر انقلاب، می نویسد: اين دلخوري آیت الله خامنه ای، که به سرعت در رسانه هاي ایرانی و خارجی پخش شد، اين سئوال را مطرح مي کند که ايا رهبر انقلاب، دیگر حامی احمدی نژاد نیست؟
نویسنده ی هافينگتن پست معتقد است: اگر اينگونه باشد و دلخوری ایشان باعث عدم حمایت صریح از رییس جمهور فعلی ایران باشد، این موضوع مي تواند شوک عجيب و بدي به احمدي نژاد باشد.
![]()
ميرحسين موسوي به سال 1320 در اذربایجان متولد شد. تحصيلات ابتدايي را در خامنه و تبريز ادامه داد. از آنجا که پدرش "مير اسمعيل" کاسب و بازاري بود، راه براي پيشرفت او باز بود. او در سال 41 به قصد تحصيل در دانشگاه ملي به تهران آمد. ليسانس معماري اش را در سال 46 و فوق ليسانس اش را به سال 1348 در رشته معماري و شهرسازي از دانشگاه ملي (شهيد بهشتي) گرفته است. در دوران تحصيل همراه با ديگر دوستان خود انجمن اسلامي دانشگاه ملي را تأسيس کرد و پس از اتمام دانشگاه با همان دوستان شرکت سمرقند را بوجود آورد. اين شرکت جايي جهت تجمع دوستان به منظور مبارزه با رژيم سابق بود.
در سال 1352 در اثر يورش عوامل ساواک به شرکت، کليه افراد آن به اتفاق ميرحسين موسوي دستگير گرديدند، ولي به علت عدم وجود مدارک موثق پس از مدتي آزاد شدند. از اين ميان تنها حسن آلادپوش عضو سازمان مجاهدين خلق و عبدالعلي بازرگان در زندان ماندند. ميرحسين در سال 1353 در دانشگاه ملي به تدريس پرداخت. در ارديبهشت ماه سال 1358 به عضويت دولت موقت و شوراي انقلاب در آمد و سپس در شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي عضو شد. در انتشار روزنامه جمهوري اسلامي براي نشر افکار همراهانش همت کرد و سردبيري آن را برعهده گرفت. وي در دولت محمدجواد باهنر وزارت امور خارجه را برعهده داشت و در زمان رياست جمهوري آیت اله سيدعلي خامنه اي، نخست وزير بود .
ميرحسين پيش از آنکه به عنوان يک چهره سياسي مطرح شود، به عنوان يک چهره فرهنگي شناخته مي شد.
گرچه عمده شهرت اش را به دليل 8 سال نخست وزيري در روزگار سخت ايران و ايرانيان کسب کرده است. مي گويند پدرش نيز هنر دوست بوده است، همچنان که ميرحسين نيز فرهنگ و هنر دوست است. وي متأهل و داراي دو فرزند است.
مشرب سياسي و اقتصادي اش چپ است، اما نه به معناي کلاسيک آن. ميان راستي ها و چپي هاي حزب جمهوري اسلامي، ميرحسين از چهره هاي شاخص چپ به حساب مي آمد. او آثاري ماندگار در معماري سياسي ايران برجاي گذارده است. پيش از انقلاب طرحهایی رانوشت و اجرا کرد. سپس طرح مجموعه کانون توحيد را در سال 1350 به مورد اجرا گذاشت، جايي که ميزبان سخنراني هاي آيت الله مطهري بود و چه پيش و چه پس از انقلاب، مرکز تجمع سياسيون منتقد به حساب مي آيد. پس از انقلاب نيز طراحي مزار ساختمان شهداي هفت تير را برعهده داشت. ميرحسين موسوي به زبان انگليسي و عربي تسلط دارد و سابقه تدريس در دانشگاه هاي ملي سابق و تربيت مدرس را نيز در کارنامه اش به ثبت رسانده است. او به عنوان آخرين نخست وزير نظام جمهوري اسلامي ايران [پس از مهدي بازرگان، محمدعلي رجايي، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوي کني] 8 سال در دوران رياست جمهوري آيت الله خامنه اي خدمت کرد و پس از اتمام دوره خدمتش در اين منصب، عطاي سياست را به لقايش بخشيد و به عالم هنر بازگشت. مهندس مير
حسين موسوي در طول سالهاي حضور خود در عرصه سياست به عنوان عضو شوراي انقلاب، وزير امور خارجه، نخست وزير، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام، مشاور سياسي ومشاور عالي رييس جمهور، عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي، رييس فرهنگستان هنر، در كنار مسئوليتهاي رسمي، عضو شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي وقائم مقام دبير كل حزب و مسئول دفتر سياسي حزب و نيز مدير مسئول وسردبير روزنامه جمهوري اسلامي به فعاليت پرداخت، اما از سال 1377 با برعهده گرفتن رياست فرهنگستان هنر به فعاليت در اين حوزه مشغول شده است.
همسر ميرحسين موسوي، زهرا رهنورد است. وي اولين زني است که بعد از انقلاب به رياست دانشگاه منصوب شده [دانشگاه الزهرا] و پس از هشت سال، با به قدرت رسيدن احمدي نژاد از رياست کناره گرفته است.
او استاد دانشگاه هنرهاي زيبا و سردبير نشريه راه زينب وابسته به موسسه اطلاعات و پژوهش را نيز برعهده داشته است. وي داراي ليسانس و فوق ليسانس هنر از دانشگاه هنرهاي زيبا؛ فوق ليسانس و دکتراي علوم سياسي از دانشگاه آزاد است. تنديس "نرگس عاشقان" يکي از ساخته هاي اوست که در ميدان مادر (محسني) در تهران نصب شده است. هرچند که مير حسين موسوي و زهرا رهنورد همديگر را از زمان نشست هاي انتقادي مرکز توحيد از دور مي شناختند، اما ازدواج سردبيري روزنامه جمهوري اسلامي مشغول به کار بود و زهرا رهنورد در تلاش براي چاپ کتابهايش در رفت و آمدهايي که به دفتر روزنامه جمهوري اسلامي داشت، به مراجعه مي کرد. نتيجه اين ازدواج دو فرزند دختر است .
حماسه در راه است...

به استقبال بهار آمده ايم به ياد بهار و براي بهار آمده ايم که بگوييم بهار در راه است و نسيم ، نسل سومي ياريگر بهار. آمده ايم که بگوييم تغيير را تنها اصل پايداري مي دانيم و بهار را آغاز تغيير.
امروز آمده ايم طبيعت را مهياي بهار کنيم،پاکي و زلالي را هديه کنيم و نسيم دل انگيزي باشيم که مژده اش زندگي است، شفاف و زلال اما روان و بدانيم و بگوييم اگر راکد باشيم نيستيم و مي دانيم آب اگر راکد بماند چهره اش افسرده خواهد شد.
اما نسيم ذاتش حرکت و جريان است حرکت در راه ماندن و براي ماندن ، ماندني سبز، براي مردان و زناني سبز. نسيم نجوايي است از نسلي نو که نمي خواهد نشنود نغمه نسلي همه سبز را و يادآور سبز قامتانيست که خزانشان تضمين بهار امروز ماست و امروز نسيم ديروز آنهاست و غيرتش غيرت آنها و هويتش هويت آنها و يادمان باشد يادگار ياد قامت سبزشان هستيم و بگوييم امروز اگر در ميدانيم براي مردي است از اين سبز قامتان يادمان هست روزهاي بهاري را که چگونه خزانش کردند و ياد غنچه هاي سرخ پرپر شده يمان ياد نسلي که آرمانش به بلنداي آسمان بود و امروز ما از زبان آنها است که مي گوييم جنبشي ، شوري، نشاطي، نغمه اي، فرياد هاي تازه مي خواهيم، افتخاري آسمانگير بلندآوازه مي خواهيم،موج بي تابيم که بر ساحل صدف ها مي کنيم همراه، آفتابيم که يکجا يکزمان ساکن نمي مانيم، آفتابيم جويباريم موج بيتاب بهاريم در هياهوي زمان اما نسيم نسل ياران بهاريم. نسيم امروز ياريگر مردي است از جنس بهار يادگار سبز قامتاني که نسيم بهار امسال و نه هر سال ما به سبزي و حضور سبز آنها است.امروز آمده ايم تا طبيعت را پاک کنيم براي آمدن بهار تا سرآغازي
باشد براي حرکت به سوي پاک کردن جامعه ،براي آمدن بهارمان و پيمان ببنديم و بگوييم که تا آخر خواهيم ماند،
شفاف ،پاک و زلال سبز و سبز اما عاشق و سرخ بين من و تو پيمان من و تو
نسيم خوش 88 تقديم به مير حسين موسوي
نسل سومي هاي ياريگر مهرباني (( مير حسين موسوي))
امروز آمده ايم پيماني سبز ببنديم که سبز مي مانيم کنار مردي بهاري يادگار ياران سبزمان و بگوييم نسيم نسلي سومي و ياريگر مردي مهربان و شفاف و نيکو، مردي با صداي آرمانها و باورهاي ما مردي با صداي باکري ها و چمران ها ،بهشتي ها و دوران ها مردي با بوي هويزه و دهلاويه ،سوسنگرد و آبادان و خرمشهر مردي که روزگارش روزگار عدالت بود ، نه شعار، عملش عدالت بود ، آري بيست سال گذشت و چه دير نسيم مژده بشارت آمدنت رسيد .
اي دل بشارت مي دهم خوش روزگاري مي رسد
يا غم به پايان مي رسد يا غمگساري مي رسد
امروز آمده ايم تا طبيعت را پاک کنيم براي آمدن بهار تا سرآغازي باشد براي حرکت به سوي پاک کردن جامعه ،براي آمدن بهارمان و پيمان ببنديم و بگوييم که تا آخر خواهيم ماند، شفاف ،پاک و زلال سبز و سبز اما عاشق و سرخ بين من و تو پيمان من و تو
نسيم خوش 88 تقديم به مير حسين موسوي
نسل سومي هاي ياريگر مهرباني (( مير حسين موسوي))
آشیان تهی دست مرا مرغ دستان تو پر میسازد
آه مگذار که دستان من آن اعتمادی
که به دستان تو دارد به فراموشی ها بسپارد
من اگر ما نشوم تنهایم تو اگر ما نشوی خویشتنی
از کجا که من و تو شور یکپارچگی را در شرق
باز بر پا نکنیم...

خسته شدم .حس آپ دیگه ندارم!

افسرده بود شزمگین! نه از کرده خویش بلکه از عدم همراهی مسلمانان! در سرتاسر زندگی خویش جز مبارزه و جهاد هیچ نبود! برگ برگ تاریخ زندگی اش جان فشانی در راه دین خدا بود و بس! شاید اگه رسالت ختم نمیشد او پیامبر دیگری بود که می توانست ادعای نبوت کند! ولی ... ولی...
حکومت دنیا برای او از آب دماغ یک بز هم بی ارزشتر و پستر بود!
و در آخر نیز باید به مرگی دچار میشد که در تاریخ اسلام جاودانه بماند! تا خاندانش ( فرزندانش ) نیز به رسم ادب همچو به لقائ الله برسند!
علی اسطوره و افسانه نیست! اما زندگانیش و شخصیت اش همچو اسطورگان می ماند که باعث میشود کلام در بیان و تحلیل شخصیت اش حیران بماند!

اول باید بگم که نماز و روزه هاتون قبول درگاه خدا باشد - ان شائ الله- و همچنین تبریک به مناسبت تولد کریم اهل بیت.سید و سالار جوانان بهشت.
( فقط خدا کنه که ما جوانان وطن هم بتونیم روزی مانند این امامان در بهشت و کنار جبروت عظیمش که در خیال نمی گنجد حضور یابیم )

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
داستان این جوری شروع میشه که من مدتی به عنوان فروشنده در نمایشگاه عرضه مستقیم کالا ( فروش پاییزه ) کار می کردم و در آنجا شاهد بودم که مناسبات و ارتباطات اجتماعی به شکل گسترده ای در حال تغییر است.ژ

متاسفانه من با واقیعتی درناک روبرو شدم که در آن چیزی جز فروپاشی نهاد خانواده نیست و به نظرم دلایل افزایش ناهنجاری های اجتماعی و به طور کلی افزایش جرم و جنایت بسته به همین موضوع می باشد.
گاه شاهد آن بودم که زنان شوهر دار- حتی در هنگام حضور همسرانشان در کنار آنها- تمایل به دوستی با پسران مجرد دارند. ( توخود بخوان حدیث مجمل... )
حتی با وجود حضور نهادهای منکراتی در این نمایشگاه باز شاهد صحنه های زشت و حتی زننده ای بودیم که باعث میشد انسان از آینده زندگانی خود قطع امید کند.!
به نظرم حقیر باید در ساختار اجتماعی جامعه اصلاحات اساسی صورت بگیرد و با آموزش روابط سالم به افراد جامعه سعی در بهبود مناسبات اجتماعی کرد!

باز میخواهم در این هوا نفس کشم و روحم را در ظرفی شیهشه ای نهاده تا دریابم که آنقدر کوچکم که توانايي احساس لذت با تو بودن را ندارم! انقدر ضيعفم كه نفسم بر من حكومت مي كند و من زنجير شده بر اراده هاي نفسم هستم!

اما وقتي كه ميرسد نواي رمضان دل آرام و قراريي دوباره ميگيرد تا در فضاي روحاني به دفع هواي نفساني جسم بپردازد و جسم ميكوشد تا از شر تمام آن اضافه بار هاي يي كه در طول سال بر وي تحميل شده فايق آيد! بتوناد نفسي راحت از درون كشد و مزه زهد و تقوا را بچشد!